آتش هجران
یکشنبه 26 آبان 1392 14:59
به سخن های فراوان ببرم نام تو را تا تمامش کنم این غصه وآلام تو را شور لبخند به پژواک نگاهم آویخت روبرویی تو فقط غصه و غم هایم ریخت درد آتش زده این جان و تنم را همه شب سالیانست فرو رفته در این داغی تب من گذر کردم و مدیون نگاهت شده ام بی قرار غم و یرانی آهت شد ه ام من گذر کردم و صد حیف دلم ویران شد به خدا درد و دل...