اسیر دستهای قاصدک
چهارشنبه 16 بهمن 1392 18:34
حرفهایم را از این پس در دلم تا کرده ام درد می بارد ز اشعاری که برپا کرده ام من اسیر دستهای قاصدک های توام قاصدک حال و هوای درد را وا کرده ام قاصدک با بی قراری های من خو کرده ای دیده ای بیتابیم را قاب دنیا کرده ام دیده ای هر روز از هر روز غمگین تر شدم آیه امید را در خویش تنها کرده ام باز تندیس غمم را پشت این قاب قشنگ...