بزن برشیشه آرام
سهشنبه 13 خرداد 1393 23:00
بزن برشیشه آرام چراتندی تو باران شکست شیشه کمی آهسته تر تو از چشم کدام ابری پراز خشم وپر از دردی اگر از عشق لبریزی جامانده ز پاییزی چرا اینگونه میریزی؟ دگر اکنون در فصل بهاری تمام کن بی قراری دلت پرولی با گل باغچه ام که سردعوا نداری مگر تقصیر اوچیست؟ که باید در دلش غم ها بریزد مواظب باشد گلم برگش نریزد خودم گل بودم...