اینجا...
یکشنبه 24 آذر 1392 20:05
«می روم آخر من از این شهر پرمکر و دروغ» جای ماندن نیست اینجا راست می گویی (فروغ) می روم من اهل این دوز و کلک ها نیستم عاشقی گم کرده راهم اهل اینجا نیستم می روم این زندگی جای نفس هایم نبود همنشین درد و همپای(آوای) نفس هایم نبود جای سیلی زمان برصورت من شد کبود خوب فهمیدم گناهم جز فداکاری نبود خوب فهمیدم چرا عاشق شدن...