ریشه در مرداب
چهارشنبه 2 مهر 1393 17:12
خورشیدکم : از مغرب ِ ناباوری برگرد با شال ِ باران ، زیر ابر ِ روسری برگرد اندیشه مرداب در من ریشه می بافد با ذهن ِ جاری ، ای گل نیلوفری برگرد تالاب ها آکنده از ، بال و پر کنده کم کم به عمق فاجعه پی می بری برگرد اعجاز میخواهد که لبخندی برویاند اعجاز کن ... با دعوی ِ پیغمبری برگرد راهی که رفتی بر خلاف رسم ِ آبا دی است...