خواب...
چهارشنبه 24 دی 1393 08:43
خواب... من هر شب از بیداری کابوس میخوابم با چکه های نـور در فـانوس میخوابم با زجه هایی در خلاء ، با مغز در الکل با لحظه های دَرهَم و معکوس میخوابم تـردید را در سـایه ی هـر روز میبینم با ترس در پیـراهن قاموس میخوابم رویا برای زنـده بودن دار میـبافد با آرزوهایِ به جان مأیوس میخوابم ایمان سَرِ پیشانی اش جایِ کبودی بود من...