مزه ی درد
دوشنبه 30 دی 1392 21:19
مزه درد مرا در خود من تا می کرد لحظه ای در تپش ثانیه ها جا می کرد مزه درد کمین دل باران زده شد باز خاموش در این خانه ویران زده شد مزه ی درد همین بود که من را می برد عقده ای شد که درون دل من را می خورد مزه ی درد خدای غم من بود هنوز چاره ای نیست که این ماتم من بود هنوز مزه ی درد مرا بوسه خاموشم کرد شادی و هلهله را باز...