X
تبلیغات
رایتل

در خود تباه می شدم اما ...  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1394 در ساعت 16:50

در خود تباه میشدم اما ندیدی یم

بی سر پناه می شدم اما ندیدی یم



ساعات غم به دور دلم حلقه میزند

 بی سال و ماه می شدم اما ندیدی یم

 

بغضی ترین دقایق پر اظطراب من

پر سوز و آه می شدم اما ندیدی یم

 

در روبروی چشم خدای فرشته ها

یک رو سیاه می شدم اما ندیدی یم



گم میشدم مقابل این جاده های سرد

گمراه راه می شدم اما ندیدی یم



آتش گرفت این دل بیتاب و بی قرار

انبار کاه می شدم اما ندیدی یم



شعرم غریب بود و فقط انتهای آن

در خود تباه می شدم اما ندیدی یم

نظرات (1)
تش گرفت این دل بیتاب و بی قرار


انبار کاه می شدم اما ندیدی یم



شعرم غریب بود و فقط انتهای آن



در خود تباه می شدم اما ندیدی یم !

دو بیت به یاد ماندنی!

بسیار زیبا!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد