X
تبلیغات
رایتل

مادر  چاپ

تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394 در ساعت 20:05

تقدیم به مادران عزیز



شعرم برای حس تو تقدیم میشود 

این واژه ها به پای تو تعظیم میشود

 

چشمم هنوز محو تماشای مادر است

جانم فدای این دل دریای مادر است


ای کاش بین جمله و اشعار مادرم

این دردهای تو میخورد بر سرم


من هم عذاب میکشم از هاله های درد

از این سکوت خسته و از ناله های درد


من هم عذاب میکشم اینجا کنار تو

از برگ برگ ریزش هر نوبهار تو

 

در زیر این سکوت جنون آورت منم

زیر نگاه خسته و بی یاورت منم

 

دارم برای خاطرت از دست میروم

تا کوچه های بسته و بن بست میروم


حالا شب و سکوت و قلم شعرودفترم

میگوید از تمامی غمهای مادرم

 

من وارد تمام پریشانیت شدم

در ازدحام قصه ویرانیت شدم

 

ویرانیت تمام تو را داد میزند

این شعرها برای تو فریاد میزند

 

نقاشی تمام غمت را کشیده ام

بالاتر از سکوت تو مادر ندیده ام

 

امشب بیا به حس غریبم سری بزن

بر واژه ها که داده فریبم سری بزن

 

امشب چقدر مثل خودت درد میکشم

این واژه های غمزده را زرد میکشم

 

این جمله ها تمام تو را بوسه میزند

در یک کلام نام تو را بوسه میزند

 

حرفم زیاد میشود اینجا برای تو

حالا شکست این دل تنها برای تو

 

رنجت عجیب حال مرا خسته میکند

این شعر را برای تو وابسته میکند


این شعر هم بهانه بودن برای توست  

بعد از خدا تمام امیدم صدای توست

 

نظرات (2)
سلام و سپاس!

شعر خون دار و برانگیخته ای گفتی...

آفرین!

مثلن بیت

این جمله ها تمام تو را بوسه میزنند

در یک کلام نام تو را بوسه میزنند ...

یا خطوط زیبای دیگری که در این شعر ترسیم شده، بدیع و مثال زدنی ست...

تنها از لابلای این خط هاست که می شه قسمت هایی را بیرون کشید و کمی روی شان کار کرد و از این بابت با آقای فیروزی موافقم و به یکی دو نمونه دیگه اشاره می کنم.
مثلن: واژه ی "این" در اشعار شما به تکیه کلام تبدیل شده و در خیلی از خطوط این شعر هم به چشم می خوره و باعث افت می شه ...
اما هیچ کجا مثل مصراع:
جانم فدای "این" دل دریای مادر است...
به نظر اضافی نمی آید!
که حتمن فکری به حالش می کنید.
این از این!

مورد دیگه:بیتِ
حرفم زیاد میشود اینجا برای تو

حالا شکست این دل تنها برای تو

غیر از عدم ارتباط بین دو مصراع، حرفم زیاد می شود، تعبیر رسایی برای حالت درونی شما نیست، منظورتان پر حرفی، یا حرفهایی برای گفتن داشتن یا چی هست؟


و مشکلات کوچک دیگری مثل تکرار بعضی حروف اضافه مثل "از" یا تکرار موتیف "درد" و "درد کشیدن" با همان شکل هایی که در شعر های قبلی شما دیده می شد و ...

البته همانطور که گفتم این شعر شما دیگر است و پر از نو آوری های زبانی و معنایی ست که در بستری روان و جاری -که شاید دلیل روانی اش استفاده از قالب مثنوی باشد- شکل گرفته است.

شاعر و سبز باشید همییشه!
خدا قوت سرکار خانمدلگشایی
نزدیک2ساعت روی شعر شما کار کردم0نقاط قوت وضعف شعر فهرست شده لیکن به دلایلی بزگونمی کنم(در نقد مطلب یه بنده خدا 12 خط نوشتم ایشان بجای تشکر 3برابر36خط جواب داد وکاملا حالت دفاعی-هچومی گرفت) فقط به یک نمونه بسنده می کنم اگر کامل خواستی بگو تا هروقت اومدم به خودت یا آقای طاهر نیا بدم
بیت2.... محوتماشای ... وبیت آخر.....بهانه بودن...... محکم،زیبا وپرمعنی است امابیت 13......درد میکشم/...زرد میکشم
خانم دلگشایی شعر فقط قافیه-ردیف -وزن نیست باید انچه می گیبم معنی روشن داشته باشد.مصرع اولمادر منم مپل خودت درد می کشم اما (وازه های غمزده را زرد میکشم یعنی جه؟؟؟!!!بهتر نبود مکیگفتی ((این بارهای غمکده را فرد میکشم)) یعنی تنهایی این غمها را تحمل مکنم(ببخشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد