X
تبلیغات
رایتل

خواب...  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 24 دی 1393 در ساعت 08:43

خواب...


من هر شب از بیداری کابوس میخوابم

با چکه های نـور در فـانوس میخوابم


با زجه هایی در خلاء ، با مغز در الکل

با لحظه های دَرهَم و معکوس میخوابم


تـردید را در سـایه ی هـر  روز  میبینم

با ترس در پیـراهن قاموس میخوابم


رویا برای زنـده بودن دار میـبافد

با آرزوهایِ به جان مأیوس میخوابم


ایمان سَرِ پیشانی اش جایِ کبودی بود

من با حقیقت های چون سالوس میخوابم


در من غرور،دنبال ته سیگار خود باشد

از درد هایی با جنون مأنوس میخوابم


اینجا صعود در شیب ودنیایی که تبعید است

با باوری هرجایی و جاسوس میخوابم


فردا هوای خودکشی دارد که من امشب

با حسرت ِتاریخ، در افسوس میخوابم


لبـهای خود را شعر با فریاد می دوزد

با تیتری از آزادی محبوس میخوابم


صبحی نمیبینم،هوا اینجا کمی سرد است

من هر شب از بیداری کابوس میخوابم

...مهدی آریانفر . دی 93

نظرات (5)
سلام زیباست لذت بردم.موفق باشید.
همینه که هست.
سلام مهدی جان-
متفاوت و پر از پارادکس های ابهام آمیز!
موفق باشی
زیبا ولی مفهوم قابل تأمل وسنگینی داشت.
رویا برای زنده بودن دار میبافد
باآرزوهای به جان مایوس میخوابم

عالی...
بعضی از ابیات از عمق وزیبایی خاصی برخوردارست.
پاینده وپیروزباشید.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد