X
تبلیغات
زولا

اوای تنهایی  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393 در ساعت 13:24

این غم بیتاب من انگار مفهومی نداشت

دوستت دارم در این اقرار مفهومی نداشت




واژه هایم در کنار شعرها خشکیده اند

تشنگی هایش در این تکرار مفهومی نداشت



من که در زنجیر ابهام سکوتت مرده ام

مرگ من بر چوبه های دار مفهومی نداشت



جاده ی سرد و سکوت بی کسی بی انتهاست

بر تن این پای خونین خار مفهومی نداشت



خسته ام از خستگی هایم کم آوردم عزیز

این غم بی رحم و بی افسار مفهومی نداشت



نقطه چین می شد تمام درد دلهای غزل

این غزل آشفته شد این بار مفهومی نداشت



جای من را پر نکن امید در قلب من است

روزه دارم بی تو این افطار مفهومی نداشت

 
 

 

    

نظرات (2)
سلام
می بینم که وبلاگت رو زود به زود آپدیت می کنی.
شعرت رو خوندم.
دوست خوبم:
سلام ممنون از نگاه زیبات در پناه حق
سلام مهشید جان از خستگی گفتی و کم آوردن و در بیت دیگری بودن امید در قلب که باعث تضاد در مفهوم میشود.موفق باشی وهمیشه شاعر.
دوست خوبم:
سلام عزیزم ممنون که با نگاه زیبا به شعرم نگاه میکنی ممنون که منو میخونی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد