X
تبلیغات
رایتل

حکم عشق  چاپ

تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392 در ساعت 17:36

باز باران بی بهانه می چکد

روی گلبرگ گل احساسمان

باز هم از عشق خالی می شود

روح پردرد و دل حساسمان


باز هم مهری ز دلها میکَنَد

تیشه ی سنگین باورهایمان

بر نهال آرزویم زندگی

بی تو تیشه می زند بر پای آن


میچکد از چنگ غم خونابه ها

بس که سیلی می زند در گوش من

غرق خون گشتم ولی لب دوختم

باز شد بر روی غم آغوش من


آنقَدَر از عشق و مستی سوختم

تا که حکم عشق را از بر شدم

در میان دشت پرآشوب غم

با نگاه سرد تو پرپر شدم

نظرات (2)
لاییییک
عزیزم نمیدونستم اینقدر خوب شعر میگی
دیگه باورم شد دوست منی
دوست خوبم:
عزیزمی
my best freind
"عبور"

تکرار غمگین آدمهاست ...

صدای کفش هایی که دیگر نمی آیند ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد